على اصغر شميم
542
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
عليرغم نظر سايكس ، بايد گفت كه هم روسيهى تزارى و هم بريتانياى كبير در نزد ملت ايران منفور بودند و مردم هوشمند كشور ما ، بدون آنكه ذرهاى كدورت از ملتهاى روس و انگليس در دل داشته باشند ، فقط بدان علت كه تا اين زمان از آلمان زيان و آسيبى نديده بودند ، به سياست آن كشور متمايل شده و فعاليت مأمورين و جاسوسان آلمانى را در ايران تسهيل مىكردند . براى روشن شدن نقش مردم در جنگ بايد نكات زير را تذكر دهيم : 1 - پشتيبانى مردم از عثمانى ، متحد آلمان ، علاوه بر حسيات دينى ، معلول اين امر بود كه عثمانى را دشمن دشمنان خود ، يعنى روس و انگليس و نيروى عثمانى را با نيروى آن دو دولت در حال نبرد مىديدند و طبيعى است كه با كمكهاى مادى و معنوى به نيروى همسايهى مسلمان خود ، عثمانى هم حسيات دينى خويش را ارضاء مىكردند و هم پاسخى به كينهها و عقدههايى كه از مظالم روس و انگليس در دل داشتند ، مىدادند . 2 - تمايل محافل ملى به سياست آلمان و هواخواهى از آن دولت بدان منظور بود كه از آلمان اسلحه و مهمات براى نبرد با نيروى روسيهى تزارى تدارك كنند و پشتيبانى مردم از آلمان ، چنانكه بالاتر اشاره كرديم ، به سبب آزردگى شديد از سياست روس و انگليس و بدان جهت بود كه آلمان را با آن دو دولت در حال جنگ مىديدند ، فكر تدارك اسلحه از آلمان و بسيج نيروهاى ملى براى نبرد با روسها و بيرون راندن آنان از ايران چنان قوت گرفت كه بين محافل ملى و مأمورين آلمانى ارتباط صميمانهاى برقرار و اين مقدمات به تشكيل واحدهايى از سربازان داوطلب از ميان مردم براى كمك به آلمان و عثمانى منجر گرديد . 3 - ژاندارمرى ، چنانكه گفتيم تنها سازمان انتظامى مورد اعتماد محافل ملى بود و بنا به نقل سايكس و نويسندگان ديگر انگليسى ، افسران و مستشاران سوئدى آن نيرور را به نفع متحدين به كار انداخته بودند ، در آن موقع نيروى قزاق هنوز زير فرماندهى افسران روسى و تعداد افراد آن در حدود هشت هزار نفر و مسلم بود كه آن نيرو هرگز راهى جز حفظ مصالح روسيهى تزارى را نمىپيمود . قزاقها عموما مردمى خشن و بىسواد و نادان ، و بر خلاف آنچه وانمود مىكردند ، بىعرضه و نالايق بودند . در حالىكه افسران ژاندارم بيشتر از جوانان پر شور و وطنپرست بودند و چون از آغاز تأسيس ژاندارمرى بين اين نيرو و نيروى قزاق پيوسته كشاكش در ميان بود ، در اين موقع بريگاد قزاق قدمى بر خلاف منابع روسها برنمىداشت ؛ نيروى ژاندارم به هوادارى از متحدين برخاسته بود و در خلال جنگ ، در غالب شهرستانهايى كه در محور عمليات جنگى متحدين و متفقين قرار داشتند ، دستههاى ژاندارم و افراد داوطلب